داستان سکس باسگ. سکس پدر و دختر

ازدواج زن آمریکایی با الاغ (+عکس)

داستان سکس باسگ

هیش کی نمی تونه از چنگ من در بره. اگه دوست داشته باشين و منو لايق بدونين دلم ميخواد امشبو تا صبح كنارتون باشم و حال كنيم. منم گفتم مامان ميزاري ببينم بابا چه جوري كون شراره منو جرميده يا نه مامان هم گفت باشه ميخواي منم برات لخت بشم تا همزمان آب كيرتو بيارم بلكه امشب موقع سكس چهار نفريمون كمي ديرتر ارضا بشي. بعد از صرف صبحانه با شراره رفتيم توي ويلا و با هم قدم زديم و راجع به آيندمون با هم صحبت كرديم و اينكه چند تا بچه داشته باشيم و آيا بعد از زايمان اولش بازم حاضر به انجام اينجور سكسها هست يا نه و يا اينكه دوست داره از بابا هم بچه دار بشه …. اونم نشت و دوباره لبام رو خورد و از اب خودش هم میکرد تو دهنش و میخورد.

Next

باسن ناهید خانوم

داستان سکس باسگ

اونقدر گازشون گرفتم و با دست زدم روی اون ها که کاملا بلند شدند و سرخ سرخ شدن. سلام ، چند وقتيه با خودم كلنجار ميرم كه بنويسم يا ننويسم. شهرام جون من حتي يه بار دوتا از دوستام كه با هم بعضي مواقع ور ميرفتيم رو آوردم خونه و كم كم با مامان آشناشون كردم و كار به يه سكس گروهي لز رسيد و مامان تا سرحد ديوانگي از لذت رسيد ، بعد از اون متوجه اين همه شهوت توي مامان شدم اگر همين الان چهار تا مرد به جونش بيفتن كم نمياره و هر چهارتا مرد رو با هم ارضا ميكنه. در صورتيكه ميتونستيم خيلي زودتر از اينها از سكس با هم لذت ببريم چرا اجازه بديم غريبه ها از ما استفاده كنند كه من پريدم وسط حرفش و گفت راستي اينهمه اتفاقات از كي شروع شد ؟ گفت فردا بعد از ظهر بابا و مامان دعوتن خونه يكي از همكاراي بابا يه سكس پارتي توپه البته مامان واسم از اين سكس پارتيها كه ميرن وقتي برميگرده تعريف ميكنه كه چه اتفاقاتي اون تو افتاده. شب شد و شاهين زنگ زد و گفت شهرام راستش بابا و مامان امروز واسشون كاري پيش اومده و رفتن شهرستان و اگه بخوام بيام اونجا سمانه تنها ميمونه و سمانه هم خيلي ترسو تشريف دارن.

Next

داستان سکسی‌ و تحریک کننده: هوس بابا

داستان سکس باسگ

وقتيكه رفتن ميشينم و همه چيو واست تعريف ميكنم ولي ايندفعه بايستي داداشيه خوشكلمو دوماد كنم خودمم عروس بشم باشه ؟ منم قبول كردم نميدونستم منظورش چيه. به هر حال اين جريان از سال 1385 موقعي كه سخت در تلاش بودم تا راهي واسه ورود به دانشگاه پيدا كنم شروع شد ، دير وقت بود از مهموني بر ميگشتم كه اصلا خوشم نميومد برم ، ولي به اجبار پدر و مادرم رفتم خسته و كوفته بعد از كمي صحبت در مورد نحوه برگزاري مهموني و كيفيت اون بحث كرديم و خستگي در كرديم و آماده يه خواب درست و حسابي شديم چون فردا جمعه بود و همگي خونه ميمونديم و استراحت ميكرديم. گفت دروغ میگی من فکر میکردم تازه از تو هم بزرگتر باشه. اسمم شهرامه 17 سالمه يه خواهر دارم 3 سال از من بزرگتره كه اسمش شراره است و مامانم شهين يه زن خوشگل و خوش بر و رو 39 ساله و بابام كه واقعا ميگم بچه ها اونو بجاي برادر بزرگه من ميدونن بزنم به تخته جوون مونده 40 سالشه و اسمش كامرانه وضعيت مايمونم كه عاليه بابا بزرگم اونقدر مال و منال واسم گذاشته مثل باغ ، ويلا ، ملك كه ديگه حد و حساب نداره. تو همین حالا بودیم که من یه لحظه چشمام رو بستم و خودم رو جای مهسا فرض کردم. به بابا گفتم بابا میشه یه خواهش بکنم ؟ گفت بگو عزیزم گفتم میشه منو بکنی ؟ گفت چی ؟ بکنمت ؟ اخه اذیت میشی ها مامانت هم اون اوایل خیلی زحمت کشید تا تونست کیرم جا بده تو کوس و کونش ها گفتم من میخوام بابا تروخدا. ما هم از دور برا بابایی بوس فرستادیم و اماده شدیم بریم بیرون ….

Next

سکس با زن پاکستانی

داستان سکس باسگ

من هم گفتم شراره جون من به شاهين دوستم گفتم كه با مامان ميخوام سكس كنيم و تو هم يعني از ماجرا خبر نداري نبايستي شاهين از مطلعبودنت بويي ببره. اگه هم باشه دوست پسرمو بیارم بدم دمه دهن گربه که تو رو ببینه و بیخیاله من بشه ؟؟؟ نه اما بیا اینم کد کانالهای قفل شده. جای پنجه هام کاملا روی اون ها مشخص بود… ناهید گفت امیر بسه بده یه کم بخورم تو که منو کشتی… و کیرم رو گذاشت توی دهنش و شروع کرد ساک بزنه. خانومه گفت نترس بابا نمیخوریمت که کارت دارم. گفت جان یعنی چی ؟ گفتم منم اسم مثل مامانت موناست. کونمو تا جایی که جا داشت به طرفه بابام دادم و به پهلو خوابیدم بازم وقتی جابجا شدم یه مکث یه دفیفه ای کرد صدای پایین کشیدن شلوارکشو شنیدم تو اون لحظه ها فلبم داشت 2 برابر میزد نزدیکم که شد من هیجانم بیشتر شده بود کیرشو کرم زد و یه تف انداخت که زد به کونم که قشنگ لیز شد سره کیروشو گذاشت جلوی سوراخم کیرش یه کیره معمولی بود در حدود 15 سانت کلفتیشم نرمال بود.

Next

سکس پدر و دختر

داستان سکس باسگ

دیدی چیزی رو که نچشیده بودی بهت چشوندم. خیلی تعجب کردم این مهساس اونم بابای منه ؟ بابا هم گفت پدر سوخته این کارا رو از تو اون ماهواره یادگرفتی یا کسی یادت داده ؟ گفت بابا هر دوش بابا گفت از کی مثلا ؟ مهسا گفت خودتون! چند هفته ای همینطوری که گذشت و از این جلوتر پیش نرفت برنامه من. هوا گرم بود کولرم خراب منم ترجیح دادم با یه سوتین و یه شلوارک گشاده کوتاه باشم. مهسا هم داشت به سرعت کیر بابایی رو میکرد تو دهنش و اون لیس میزد. بابا هم فکر کنم شروع کرد لباش رو خوردن چون سرشون تکون میخورد و بعد دیدم دستش اومد سمت کون خانومه و شروع کرد بدنش رو مالش دادن و نوازشش میکرد.

Next

باسن ناهید خانوم

داستان سکس باسگ

آروم لباي شراره جونمو بوسيدم كه باعث شد شراره از خواب بيدار بشه و جواب بوسمو بده و لبشو رو لبم گذاشت و لبشوروي لبام قفل كرد و زبونوشو فرو كرد توي دهنم و آب دهنمو شروع كرد به مكيدن دوباره شهوت به سراغم اومد تا اومدم بلند بشم و دست بكار بشم مامانم از جا بلند شد و گفت تنها خوري نكن بذار يه صبحونه توپ واستون درست كنم و كمي بياين سرحال و اما ادامه داستان …………………………………………………………………………………. یه جیغ بنفش کشید و گفت تو چیزه دیگه میبینی ؟ من که همون دراکولای بابا رو میبینم و الهی قربونش برم. همه نگاه همديگه كردن و بابا گفت عروس چيه ، داماد كدومه. قبل اینکه من حرفی بزنم دستش رو کشید لای کسم وااااای چه حالی داد اصلا یه لحظه هرچی حسه خوب بود بهم وارد شد. من گفتم خوب توي اون وضعيت طبيعيه آدم چيزهايي رو ميگه كه خارج از تصورشه. و شروع کرد کیرش رو بکنه تو کونم وای کیرش هنوز تا نصفه نکرده بود تو کونم و هی درش می اورد و دوباره میکردش تو کونم این حرکتش خیلی بهم حال میداد. بابام گفت بد شد گفتم چرا گفت امشب باید با دست حساب کنم.

Next

باسن ناهید خانوم

داستان سکس باسگ

فهمیدم الانه که باید دوباره کیر خوش فرم و کلفت بابا رو تو کونم حس کنم. یکی گفت دختر خانوما این اقا باباتونه ؟ صدای یه خانوم بود. مهسا از زیرم بلند شد و اونم اومد روی سنگ حمام که کنار وان بود خوابید. لذت اولین سکس من اون با بابام بهترین سکس من بود کونم حسابی گشاد شده بود و میسوخت اما به لذتش می ارزید و یه نگاه به مهسا کردم و یه بوسش کردم و از هردوشون تشکر کردم مونجوری خوابم برد نمیدونم چند ساعت اما وقتی چشمام رو باز کردم دیدم رو تخت خوابیدم و مهسا هم روی زمین ولو خوابیده خبری هم از بابا نیستش احساس سوزش عجیبی میکردم نمیتونستم بلند شم همه چی مثل یک خواب بود اما چه خواب لذت بخش و همینطور دردناکی بود. گفت مونا جونم میخوای ابم رو برات بیارم گفتم اره بابا برام ابه کیت رو بیار بریز تو کونم. داشتم لذت داغی ابه کیره بابا رو تو کونم حس میردم.

Next

سکس پدر و دختر

داستان سکس باسگ

دختر بازی میکرد به اینو اون متلک میگفت و ملت و میذاشت سره کار و چون ماها تو ماشینش بودیم ملت کپ کرده بودن که این کارا از یه پدر و دوتا بچه خیلی بعیده اما به ماها که خیلی حال داد. گفتم شیطون شدی گفت چیکار کنیم دیگه. به بابا گفتم بابا مهسا خواب بود منم چیزی بهش نگفتم آخه اون هنوز سنش کمه واسه درکه بعضی چیزا بابا هم یه بوس به پیشونیم کرد و گفت ممنون دخترم. قدش حدود 175 بود و وزنش 70 كيلو بود ، كونش حسابي خودنمايي ميكرد. بابا از جانبه ما میترسید که یه موقع قصد اذیت مارو نداشته باشن. کسم خیسه خیس بود و اونم دستش رو دور کسم مالش میداد. کیرش دقیقا از لای کسم رد میشد و حسابی اونو تحریک میکرد.

Next