لبی کوس. سکس آزاده و آرمان همسایه

سکس آزاده و آرمان همسایه

لبی کوس

» «رضا» ادامه داد: «به همراه آن دختر، سوار آسانسور شده بودیم که ناگهان اسیر وسوسه شیطانی شدم و به جای آنکه دکمه همکف را بزنم، منفی سه را فشردم. چند روز از اومدن ما نگذشته بود که یک سر شبی دیدم دارن در می زنن. مامان ناهید ناله میکرد و آروم میگفت جووون چه کیری مال منه چه کلفته همیشه جر میده کونم رو … وای با این حرف ها دیوونه تر شد و خایه های رو دوباره یهو کرد تو دهنش و شروع به مکیدن وحشیانه اونا کرد و در همون حال دورش با دندون گاز ریز میزد. آزاده با یه کرست آبی و یه شرت نقره ای اومده بود. بهش گفتم که چشاتا ببند و فکر کن که چند ساعت پیش یه کس ناز تو این شرت بوده و توش میمالیده.

Next

عکس متحرک سکسی از کیرسواری دختر بسیجی. کیر پسر صهیونیست تو کون دختر ارزشی

لبی کوس

فرداش که رفتم خونشون آرمان گفت که میخواد ببینه آب کیر چه شکلیه. خلاصه به هر بدبختي بود در زدم و رفتم بالا. خواهرم بهم گفت: بابك, آتنا مي خواد گيتار ياد بگيره. و دوباره خندید گفتم نه بابا تنهام هیچ کی نیست …. گفت منم تنهام صبر كن بيام خونتون غذا درست كنم برات و با هم بخوريم. دیگه اینقدر هیجانی شده بودیم که متوجه هیچیزی نمی شدیم. گفتم اگرنا راحتی چادرتو بردار.

Next

دختر سکسی

لبی کوس

فرداي اون روز ساعت 9 شب بود كه ديدم تلفن خونه خواهرم اينا زنگ مي خوره وقتي اونا مي رن مسافرت من مي رم خونشون. گفتم چشم كه دباره يه نگاه بدتر كرد و من رفتم حمام. روی مبل راحتی ولو شدم و گفتم حالا حسابی کیرم و تخم هام بخور میخام بترکونی منو مامان جون. من از کلاس اول راهنمایی بود که بالغ شدم و اینجوری بگم که کیرم از همون زمونا بزرگ تر از بقیه بود. اینکه شیطان وسوسه ام کرد که نشد حرف….

Next

دختر سکسی

لبی کوس

منم رفتم از همون کرمی که به کیر آرمان زده بودم آوردم و مالیدم در کونش. واسه همينم به ماها خيلي مهربوني ميكرد. شرکت کاریابی، روبه روی سوپرمارکت بود و آدرس را به او دادم. واي ماهرخ همون زنه دوسته بابام يه زنه 32 ساله كه بهش ميومد 25 يا 26 سالش باشه. همه چیز بستگی به ما ایرانیها دارهکه خودمون قانون خودمونو بلد نیستیم. منم که دیدم آب از سرم پریده پریدم بغل آزاده و یه لب ناب ازش گرفتم. گفتم: اینکه مشکلی نیست ، من هر کمکی که ازدستم بر بیاد برات انجام می دمو فقط تو راحت باش.

Next

عکس بوس کردن از لب دختر عاشقانه(عکسهای خاک برسری)

لبی کوس

این شیرین کاری وحشتناک ایده یک شرکت کامپیوتری است برای. بسیار متاسفم برای ما که مثلا در یک کشور اسلامی زندگی می کنیم و امنیت نداریم. من هم گفتم ببینم چکار می تونم بکنم. بعد دوباره کیرمو کردم تو اما ایندفعه با فشار کردم نکونی خورد و نزدیک بود اشکش در بیاد. در تاریخ 22 فوریه 2014 دوست پسر این دختر به نام کالی از او خواست تا بعد از جشن تولدی که در آن دعوت شده بودند بخاطر دوستی که با هم دارند و اثبات عشقش به او از او بوسه ای بگیرد و داولینگ 18 ساله قبول کرد. آه دلم بوی کون مامان رو میخاست تحریک کننده و قوی. آنجا ، كمی پوست دست خود را مك بزنید، اینكار به شما تجربه میآموزد كه در برخورد با شریك عشقی خود چگونه عمل نمائید.

Next

کوس دختر ایرانی‌

لبی کوس

و خنده های ساده و بی ریا تبدیل شد به آه و ناله…. یه شال مشکی بصورت باز پوشیده بود و بخشی از موهای طلاییش بیرون بود و یه رژ پر رنگ زده بود …… واقعا مامانم یه کس تپل میانسال زیبا بود که کیر ادمو راست میکرد مخصوصا وقتی اول از پشت چشمت به اون گنده و بزرگش می افتاد بعد از اینکه مامان ناهید به فرودگاه رسید. اونم روی زمین نشست و کونشو قنبل کرد بالا … جووون چه گوشتی بود …… خوب بو گشیدم وای اون بوی بهشتی از سوراخ کون مامان به تنهایی آبم رو میاورد. در برج، موضوع را به فامیلم گفتم اما جواب مثبت نداد. هفته پنجم بود كه خواهرم با شوهرش رفتن اهواز خونه مادر شوهرش. نزديك خونه خواهرم اينا يه زني بود كه بخاطراعتياده شوهرش از اون جدا شده بود. نمی دونستم چکار کنم اگه میخاستم اونجوری که دلمون میخاست حال کنیم حتما یه صدایی میرفت بیرون و خواهرم متوجه میشد …… پس بی خیال شدیم اما دو تا از شورتاش رو از خودش گرفتم و گذاشتم تو چمدون سفریم و ….

Next

بکن بکن با زندایی حشری

لبی کوس

گوشي رو كه ور داشتم ديدم آتناس يه هو دلم ريخت. بلند شدم و گفتم بیا کییرم رو بخور …. گفتم آره بهتره حالا دور بعدی به کونت میرسم و بیشتر می کنم این کون بی نظیر رو. من گلي رو كه خريده بودم بهش دادم, اون گفت: خودت گلي بابك جان چرا گل خريدي؟ من هم كه زبونم بند اومده بود گفتم: قابل شما رو نداره. وقتي با خواهر و شوهر خواهرم دست دادام نا خوداگاه دستم جلوي آتنا هم دراز شد و با اون هم دست دادم. اوففففف مامان با اون موهای طلایی خوشگلش که پشت سرش جمع کرده بود به سمت بالا، حسابی سکسی تر شده بود و صورتش رو برده بود لای پاهای من و زیر تخم هام رو حسابی میخورد میدونست که خوردن اونجا دیوونم میکنه. یکی انکه کنار بیایم و دومی اینکه کنار بیایم.

Next