گاییدن دخترافغانی. انجمن سکسی کیر تو کس

سکس به زور

گاییدن دخترافغانی

بهم فهموند كه از در جلو وارد بهشت بشم و در پشتي بهشت تا اطلاع ثانوي مسدود ميباشد — تو دلم گفتم بيخيال و همه هنر كس ليسيم و يكجا گرد اوردم و شيرجه رفتم تو كس نازنين……. من و پریسا بخاطر شرایطش رابطه زناشویی مستقیم نداشتیم. جاتون خالي هر تيكه از لباسشو كه در ميآوردم همون جاشو مي بوسيدم و مي ليسيدم از گردنش و پستوناش گرفته تا نافش و دورادور كسشو و دولپ كونش رونهاي سفيدش و … بعدش هم نوبت رسيد به كردن كسش كه از گرما درست مثل كوره نونوايي شده بود. آیا خانمی هست با من ازدواج کنم شرایط مالی من درک کن. اسم من کامرانه پدرم ارتشی بود و در مهران خدمت میکرد. ب کسی چیزی نگفتم و لی زندگی ک بعد از پریسا برام مونده از عذاب طناب داربدتره.

Next

زن های خیابانی افغانی در جنوب تهران (+عکس)

گاییدن دخترافغانی

سن خانم برام مهم نیست فقط درکم کن. عموم از بین پاهای من بلند شد و در کنار من روی کاناپه نشست و با این کار من متوجه شدم که حالا که من باید کارم را شروع کنم ، روی زانوم و بین پاهای عموم نشستم و با دست از روی شلوار روی کیرش که کاملآ سفت شده بود دست کشیدم که عموم یک آه بلند کشید و من هم اروم زیپ شلوار عموم رو پایین کشیدم و با کمک خودش شلوارش رو کشیدم پایین و از روی شرت به کیر بزرگ عموم خیره شدم و اروم کیرش رو از تو شرت در اوردم و شروع به ساک زدن کردم. خیلی ها فکر می کردند که من و علیرضا بالاخره با هم ازدواج می کنیم. بعداز خوردن آبجو سر هر دوتا مون حسابي گرم شده بود و چون وقت لذتبخش ترين قسمتش بود اول بردمش تو حموم و حسابي داخل سوراخ كونشو تميز كردم حتي چندباري هم كيرمو تا ته كردم تو كونشو و درآوردم چون سر كير حالت چنگك فرم داره و موقع بيرون كشيدنش هرچي آت و آشغال تو سوراخ كون باشه ميكشه بيرون بعداز مرحله تميز كردن داخل سوراخ كونش آوردمش تو اطاق و با هم رفتيم رو تختخواب من دراز كشيدم و بهش گفتم بشينه رو دهنم نميدونيد چه هيجاني داشت وقتي ميديدم لحظه به لحظه سوراخ كونش داره به دهنم نزديك ميشه. همينطور كه در آغوش گرفته بودمش — و بي وقفه مي بوييدمش و مي بوسيدمش و قربون صدقش ميرفتم — يه لحظه حس كردم خوابش برد — آروم از كنارش بلند شدم و لباسهامو پوشيدم — تقريبا دم دماي ظهر بود — اومدم از اتاق بيرون — ديدم الهه تو هال نشسته و محسن رفته حموم دوش بگيره — به كنايه از الهه پرسيدم خوش گذشت؟اونم با پررويي گفت : فكر كنم به شما بيشتر خوش گذشته — منم كم نيوردم و گفتم واقعا — به من كه بي اندازه خوش گذشت نمي دونم يه حس خجالت — همراه با شرم تو رفتار هر دو مون مشهود بود — من رفتم آشپزخونه يه چايي واسه خودم ريختم و همراه با بيسكويت شروع كردم به خوردن — تو همين حين محسن هم از حموم خارج شد و نيمه عريان رفت به سمت الهه — فكر كنم منو تو آشپزخونه نديده بود — با اشاره الهه دوزاريش افتاد و خودش رو جمع و جور كرد — منم با يه چايي ديگه رفتم تو اتاق خواب پيش نازنين — ديدم نازنين بيدار شده و لباسهاشو پوشيده — نشسته روي تخت — چايي رو دادم دستش و بوسه اي بر روي پيشونيش نهادم — ميدونين يه حس علاقه شديد نسبت به نازنين تو خودم احساس ميكردم — ولي نمي دونستم عاقبت اين روابط و علاقه به كجا ختم ميشه نازنين با خجالت و به نوعي شرمندگي پرسيد — ساسان چه جوري بريم از اتاق بيرون؟ منم خودم رو بي خيال نشون دادم — تا نازنين دلش آروم بگيره — گفتم اين روابط رو اونا اول شروع كردن — اوني هم كه بايد خجالت بكشه اونا هستن نه ما خلاصه با كلي كلنجار رفتن قانعش كردم بريم از اتاق بيرون — عزيزان براي جلوگيري از اطاله كلام به طور خلاصه عرض كنم كه با پيشنهاد من رفتيم با ماشين يه چرخي تو پارك جنگلي نور زديم و بعدش هم رفتيم ناهار و تو رستوران خورديم و در حين برگشتن به ويلا — من كه از اين سكوت مصنوعي كلافه شده بودم — رشته كلام رو به دست گرفتم و بدون رو در واسي همون رودربايستي و بدون لفافه گفتم — ببينيد يه اتفاقاتي بين ما چهار نفر افتاده — اگه با عقايد موجود بخوايم بهش نگاه كنيم هيچ توجيهي نمي شه واسش پيدا كرد — زندگي همه مون هم تحت الشعاع قرار ميگيره — ولي كار ديگه اي كه مي تونيم بكنيم اينه كه دنبال توجيه نباشيم — اتفاقيه كه افتاده و كاريش هم نميشه كرد — پس بهتره نهايت لذت رو از اين پيش آمد ببريم حالا تو دلم از حرفهايي كه ميزنم حسابي شرمسارم ولي …… حالا همه صم و بكم نشستن و نگاهشون رو از هم ميدزدن — تا چشم تو چشم نشن منم ديدم حالا كه قافيه به تنگ اومده — گفتم بهتره بزنم به صحراي كربلا — گفتم ببين محسن تو با زن من حال كردي منم با زن تو — اين به اون در -خوب؟ — نازنين بعدا به من گفت تو اون لحظه دلش ميخواست زمين دهن وا كنه و اون رو ببلعه دوباره گفتم خوب؟ محسن هم با يه كمي خجالت گفت خوب — منم كه زده بودم به سيم آخر — گفتم پس بياين مسافرتمون رو خراب نكنيم — اصلا از اين به بعد تو مسافرتها الهه زن تو باشه نازنين هم زن من — خوب؟ ديگه وقاحت رو به منتها درجه رسونده بودم انگار محسن هم كه منتظر بود بالاخره يه نفر قضيه رو راست و ريس كنه — ديگه روش حسابي باز شد — بي مقدمه گفت — كاش علي و ويدا هم اينجا بودن — به قرآن مي خواستم محكم بخوابونم تو گوشش — مادر به خطا تو فكر گاييدن زن بهترين رفيقشه -جلوي عصبانيتم رو گرفتم و با نگاهي كه بين منو نازنين رد و بدل شد — ديدم اونم به حرومزادگي شوهرش پي برده — با خونسردي گفتم — محسن حماقت نكني قضيه رو واسه كسي تعريف كني؟ اونم مثلا حالت جدي به خودش گرفت و گفت بچه شديا ساسان — همينطوري يه چيزي گفتم كه حرفي زده باشم — تو دلم گفتم آره بي ناموس! افزایش سرقتهای زنجیره ای توسط این افراد، افزایش قتل با انگیزه های مالی و… چند مورد از نتایج این امر است. اصلا هیچ گنای ملای بیچاره نیست یکی نیست بگه تو پیش این ملا چه کاررفته بود وچرا تنهارفته بودی به نظر من رفته بوده تعویذ بگیره پول نداشته ملا هم ازش خواست به عوض پول داده بعد که هیچ فیضی ازتعویذ ندیده بعدمیخوادآبروی ملای بیچاره راببره ودرآخرهمه شماکه قصه میش وتکه راشنیدن پس هیچ باور نکنید حرف این زن را بگذارین فندی بشه به زنای دیگه که اینقدرپیش ملا نرن.

Next

انجمن سکسی کیر تو کس

گاییدن دخترافغانی

بالاخره نشست رو دهنم و منم يه ليس حسابي و جانانه به سوراخش زدم بعد همونطور كه رو دهنم نشسته بود با دست يواش يواش بسمت كيرم متمايلش كردم و بهش فهموندم كه بحالت 69 انگليسي واسم ساك بزنه منم لبامو دورادور سوراخ كونش حلقه كردم و شروع كردم به لب گرفتن از سوراخ كونش درست مثل لب گرفتن از لباش اين قسمت لب گرفتن از كونو خيلي دوست دارم نميدونيد الان كه دارم اين متنو مينويسم يه دستم به كيرمه و با يه دستم دارم تايپ ميكنم همونطوريكه قبلاً باهاش طي كرده بودم ازش خواستم درحاليكه از كونش لب مي گيرم تو دهنم بگوزه اينكار خيلي حال ميده و منم اينكارو از دوستم ياد گرفتم و الان تقريباً روزي نيست كه زنم واسم اينكارو نكنه بگذريم زهرا يه ذره يه خودش فشار آورد و لبه هاي سوراخ كونش تو دهنم برجسته شد در اينموقع شهوت سراپاي وجودمو گرفته بود و از شدت هيجان نفسم بالا نمي اومد بعد يه گوز گنده و جانانه تو دهنم داد و از شدت شهوت درست همزمان با گوزيدنش آبم ريخت تو دهنش پدر سگ جنده يه طوري با آبم تو دهنش بازي ميكرد و اونو بيرون ميريخت و دوباره ميخوردش كه انگار سالهاي ساله كه هنرپيشه فيلمهاي سوپره منم كه اينطوري ديدمش بهش گفتم اگه بذاره ازش فيلم بگيرم حاضرم 50 تومن به دستمزدش اضافه كنم اما هركاري كردم قبول نكرد كه نكرد. همین که داشتم سینههاشو میخوردم دوباره کیرم شروع کرد به راست شدن منم تو اون لحظه یه فکری به سرم زدو یواش یواش خودمو چسبوندم بهش. خلاصه گفت اروم باش تا ببینم یواش یواش شلوارو شورت منو کشید پایینو دید کیرم رنگش شده قرمز و سیخ رفته بود هوا. اگر ادم خیر میشناسید شماره تماس یا عابر بانک سپه من بهش بدهید ثواب داره ۵۸۹۲۱۰۱۰۶۰۸۹۶۴۴۲ قربانی هستم من نمی دونم کسایی که میان اینجا دنبال اخبار می گردن چقدر ساده لوحن،اکثر خبرای که اینجاست یا دروغ محضه یا اغراق زیاد از حده، که برای جلب مخاطب عام و بی فکره جامعه است مثلا همین برگه امتحان درس مدار منطقی رو هر کسی می تونه نوشته باشه و اصلا شایدم امتحانی در کار نباشه، منم می تونم ۱۰۰ تا ازین مدلش رو بنویسم به نظر باید این سایتها فیلتر بشن نه خیلی های دیگه. بارها خواستم تیغ رو روی رگهام بکشم اما شهامتش رو ندارم. متاسفانه ی کم اراده من سست شده بود. پریسا همش بمن کنایه میزد اما من جدی نمیگرفتم و میگفتم من منتظرم بچه مون بدنیا بیاد بعد رابطمون مثل سابق میشه.

Next

انجمن سکسی کیر تو کس

گاییدن دخترافغانی

من رو ول کرد و شروع کرد به باز کردن کروات و در اوردن کتش که من هم مانتوم رو در اوردم و عموم یه نگاه به سینه های من کرد و سریع طوری که من خودم تعجب کردم من رو بغل کرد و روی کاناپه انداخت و دوباره لباش رو گذاشت روی لبام و با دستش از پشت کمرم رو می مالید منم با دستام داشتم پهلو های عموم رو می مالیدم که دیدم بلند شد و گفت : سارا سریع در بیار که دارم دیوونه میشم من هم بلند شدم و پشتم رو به اون کردم که خودش سریع زیپ لباسم رو باز کرد و لباسم رو در اورد و من لخت شدم و فقط شرت و سوتین تنم بود که دوباره بهم نزدیک شد و دو تا دستش رو از پشت لای پاهام کرد و از هم باز می کرد و شروع کرد به سینه هام رو خوردن و لیسیدن که واقعاً عالی بود چند دقیقه این کار رو کرد و من هم هرچی بیشتر ادامه می داد بیشتر لذت می بردم و مثل مار به خودم می پیچیدم که عموم امد پایین و شرتم رو در اورد وشروع کرد به بازی کردن با کسم این دیگه داشت دیوونم می کرد که نگاهم به کیرش افتاد که از روی شلوارش معلوم بود که چقدر تحریک شده حرکت زبون عموم روی کسم بیشتر از هرچیزی من رو تحریک می کرد. این دو دختر که تصویرشان در زیر هست بعنوان زیباترین دختر تهرانی انتخاب شد. گفت دیگه درد نمیکنه؟ منم حس کردم دردش بهترشده گفتم دردش کم شده اونم گفت پس شلوارتو بکش بالا. خیلی دراین مورد فکر میکردم خلاصه سردر نمی اوردمو بی خیال میشدم. پریسا ۴ماهه حامله بود سونوگرافی رفت و دکتر گفت بچه تون سالمه و دختره…نمیتونم بیان کنم ولی خدارو بخاطر لطفش خیلی شکر کردیم. عموم کاملا چشماش رو بسته بود و سعی می کرد که با صداش به من نشون بده که دارد لذت می برد با فشار دست عموم برای جدا کردن من از خودش متوجه شدم که دیگه نباید به ساک زدنم ادامه بدهم و همین کار رو هم کردم حالا من روی کاناپه نشستم و یکم سر خوردم به سمت پایین وپاهام که حالا عموم بینش بود باز کردم و عموم که بین در حالی که با کیرش بازی می کرد پاهای من رو بالا داد و یکم با دست سوراخ کونم رو خیس کرد و با کلاهک کیرش با سوراخ کونم بازی می کرد و با یک فشار کیرش رو توی کونم کرد بازم اون سوزش و درد خاص رو داشت اما خیلی کمتر داشتم به این فکر می کردم که کاشکی به عموم می تونستم بگم که منم می خواهم سکس کامل داشته باشم و شاید همین امشب عروس بشم. گفت دیگه بسه پرو میشی هر روز کارت میشه.

Next

سکس با مامانم

گاییدن دخترافغانی

قضيه از اين قراره كه تو محله مون يه بيوه زني هست به اسم زهرا البته اينكه ميگم بيوه زن نه اونكه تصور كنيد سنش زياده چون 27 سال بيشتر نداره اما چون كلاً يه زن حشري بوده و اينطور كه ميگن به پسرعموي شوهرش خيلي حال ميداده و حتي شوهرش معتقده كه بچه دومشون كه يه پسر 4 الي 5 ساله است بايد بچه پسرعموش باشه چون بينهايت شبيه پسرعموشه و بنابراظهارات بچه اول زنه كه يه دختر بچه 12 ساله است زهرا بيشتر مواقع شبها تو چاي شوهرش قرص مي انداخته و بعد پسرعموي شوهرش مي اومده اونجا و يه حال درست و حسابي با زهرا ميكرده بعد كه مسئله ديگه عموميت پيدا ميكنه زهرا به چندتا ديگه از بچه هاي محل حال ميده و اين مطلب اونقد آشكار ميشه كه رضا شوهر زهرا ناچار ميشه زهرا رو طلاقش بده اين مسئله هم ناگفته نمونه كه بنابر اظهار هركسي كه زهرا رو كرده زهرا عاشق شبكه اسپايس پلاتينيومه و خيلي طالب اينه كه هركسيكه مي كندش آبشو تو دهنش بريزه. بخاطر آرامش وجدانم و اینکه شاید این متن ب دست امثال من برسه این متن رو مینویسم. او همه چی رو کامل دیده بود…وقتی اونو ب بیمارستان رسوندم او تموم کرده بود دکتر گفت بخاطر خونریزی شدید مادر و بچه هردو مردن…تموم دنیا بر سرم خراب شدهنوز همه از من میپرسن چرا. کفشامو پوشیدم ک برم بیرون ک یکدفعه دیدم هر سه تا کفش پریسا سرجاشه. در پی گزارش والدین دختر بچه ۷ ساله مبنی. این موضوع را حتی بچه های فامیل هم می دانستند. اما دریغ از یک جواب…از خودم متنفرم…از همه زنهای هرزه متنفرم.

Next

زن های خیابانی افغانی در جنوب تهران (+عکس)

گاییدن دخترافغانی

استاد سلام استاد ما مامانم میره کلفتی استاد من شما رو خیلی دوست دارم استاد. پریسا لعنت ب من…خدایا به خون امام حسین ع قسمت میدهم هر کس این را کپی کرد غم دلش رو رفع کن و حاجت دلش را براورده کن. فعلاً دارم به اين قضيه فكر ميكنم كه چطوري ميتونم ازش فيلم بگيرم اگه اينكار انجام بشه حتماً عكس كونشو واستون ميذارم تا ببينيد و راجع بهش نظر بديد. رفتم دستشویی که وضع کیرمو ببینم. دوبار صدبار هزاربار زنگ زدم جواب نداد.

Next